فال حافظ

نظرسنجی

کیفیت وب سایت بیشه دراز را چگونه ارزیابی می کنید؟

   
/index.php/2013-08-02-08-29-48/2013-08-02-08-54-33/2013-07-10-19-58-42.html


با عشق و احترام و با كسب اجازه از شهيدان دیارم؛
به غربت و تنهايي شهيداني گمنام، آرميده در دامنه‌ي الوند:


سفر
سفر آغاز شد و همهمه‌اي برپا شد
        يلي از زين به زمين خورد و لغت، معنا شد

مثل يك رود كه ميلي به رسيدن دارد
        رو به دريا شد و همرنگ خود دريا شد

آنكه با آينه و آب و دعا بدرقه شد
        جسدش آمد و لبخند به لب پيدا شد

آري آري سفر اين است به سمت معشوق
        دل بريد از همه آفاق و سراپا پا شد

سفر از وادي سي‌مرغ به سيمرغ حضور
        يعني از خويش برون آمد و غرق ما شد

خم نشد قامتش از زخم و

/index.php/2013-04-18-18-56-38/2013-07-10-19-55-58/2013-07-10-20-08-30.html

                   واکاوی شخصیت اسطوره‌ای-تاریخی حسن گایار
                        
پیش از آغاز بحث، ذکر دو نکته ضروری است: نخست تشکر و سپاس از اظهار لطف دوستان و آشنایان و دوم اظهار تأسف از فقدانِ (به معنای واقعی کلمه) منابع مکتوب درباره‌ی فرهنگ و تاریخ دیارم.
تحقیق در لایه‌های نیمه فراموش‌شده‌ی افسانه‌ها و اسطوره‌های دیارم، در واقع سفری است با بال شوق و کنجکاوی به فراخنای قرون؛ سفری که به آسانی مرزهای تاریخی و جغرافیایی را، در یک چشم به هم زدن درمی‌نوردد و افتخار و شگفتی دو رهآورد آن است.

/index.php/2013-04-18-18-56-38/2013-07-10-19-55-58/2013-07-10-20-05-16.html

نویسنده و ارسال:دکتر علی اصغر آذرپیرا               
پویه‌ی پایای گویش مادری‌مان و ریشه‌یابی دو واژه


امروزه برای زبانشناسان محقق شده که گویش‌ها پشتوانه‌ی زبان ملی هر کشوری است؛ از این رو تلاش برای شناساندن و حفظ ذخیره‌ی زبانی هر گویشی، در واقع تلاشی است جهت تقویت و تجهیز زبان ملی. از طرفی دیگر، خویشاوندی برخی از زبانها و گویشها از طریق حفظ ذخیره‌ی واژگانی مادری در دیگر زبانهای هم‌خانواده، نیز برای زبانشناسان ثابت شده است؛ بنابراین گاهی در جستجو برای ریشه‌یابی برخی واژگان به طور شگفت‌انگیزی سر

/index.php/2013-08-02-08-29-48/2013-08-02-08-54-33/kepe-karak.html

شعری زیبا از یکی از فرزندان امروز بیشه دراز:علی اصغر آذرپیرا

کپی کرک*

سراسر مِه گرفته قله‌های غرقِ در اندوه
غبار سهمگینی دامن خود را
به روی دشت افکنده‌ست
***
صدای گامهای خسته؛ مردی خسته از «آیا»، «چرا»، «اما»، «اگر»...
میان دره‌ی دلتنگ
چنان چون رستمِ افتاده در دستِ برادر
زار می‌آید

و پایش لنگ و راهش سنگ

صدای دیگری از عمق مِه، از ژرفنای دل
پس از چندین فراموشی و خاموشی
چنان چون صور اسرافیل
توتم‌وار می‌آید
***
...و مردِ خسته، حیرت‌ناک؛ زانو بر سریر خاک
هلالی کرده دستش را  بر  ابرویش
و چشمِ

   
رای دهی:  / 1
ضعیفعالی 

دو بیتی های زیبایی از یکی از خوبان بیشه دراز

سلام بر دوستان عزیز و پیوندان هم تبارم. بضاعتم در شعر و هر آنچه که نیازمند توانمندی روحی و علمی و ذهنیست ،اندک است  لیکن به رسم ادب و به نشان دوست داشتن نشانهای ایل و تبارم درویشانه ابیاتی را تقدیم میکنم. با عرض ارادت به همه دوستان ،د.م(عاشق بیشه دراز) ،خانم ملکی و سایر دوستان شاعرم
1)سکوت کردی و کم کم دلم دچار  تو شد
کویر جان و تنم یکسره بهار تو شد
در انتظار جوابی، دلم دخیل تو ماند
سکوت کردی و... پژمرد و بیقرار تو شد


2)سروده اند تورا پیش از این ((دل سفری))*
که چنینی و چنان... در مقام خیره سری
پیام من به تو اما نذیر و هشدار است
هلا همه گرگند، جان بدر نبری



3)سکوت کردم و کم کم دلم خراب تو شد
هزار نقشه ى این زندگی بر آب تو شد
ز قبل آمدنت شور و عشق و شادی بود
کنون معاوضه کردم! همه عذاب تو شد


* ((دل سفری)) تعبیریست بسیار زیبا از استاد حسین منزوی به معنای دل هرزه گرد و بی وفا که هر زمان در پی یار دیگریست که در این ابیات از ایشان وام گرفته شده است.(( دوباره عزم کجا داری ای دل سفری...))

 

از تبار بیشه دراز:م-ملکی

دیدگاه‌ها  

 
#3 Guest 1392-10-27 01:16
بیشه درازشایدبعدازجن گ طرقی نکردامافرزندانی به ایران ما دادکه باعت سربلندئ کشورمونه.درودبه بیشه دراز
 
 
#2 Guest 1392-05-11 14:18
سلام بر دوست و برادر ادیبم د.م
از اینکه همچون همیشه مهربانانه و با توجه این برادر کوچکت را یاد کرده ای ، سپاسگذارم. همچنان که میدانی و خود نیز میدانم نه طبع روانی دارم و نه استعدادی وافر چون شما. اگر جسارت کرده و ابیاتی را تقدیم کردم، صرفا از سر عرض ارادت به رستنگاهم و مردمانش است. در خصوص اوزان دو بیتی بی شک حق با شماست اما با نگاهی به ابتدای عرایضم در میابید که نگارنده نیز این ابیات را هرگز دوبیتی ننامیده و صراحتا به تقدیم ابیاتی اکتفا نموده است. در این ابیات ، بیشتر بدنبال روانی و شیوایی بوده ام و نه سرایش در قالب خاص ادبی. در خصوص معنی مصرع چهارم از نوشته دوم نیز نگارنده با اشاره به رواج عمومی بدعهدی ، پیام میدهد که در این زمانه به نوعی همه بازیگر و صیاد شده اند و دل بی وفا را هشدار میدهد که اینبار نه تنها از بیوفایی حاصلی نمیابد بلکه چه بسا خود در این چاه گرفتار میشود ... امیدوارم بتوانم از ارشادات شما و سایر دوستان بهرمند شوم. با ارادت ومهر
 
 
#1 د.م. 1392-05-11 12:33
سلام م. جان. خوبی سلامتی؟
آفرین بر تو و طبع خوب و با احساست.
اما
به رغم قشنگی این اشعار و ضمن احترام وافر برای حضرتعالی سه نکته را خاستم خدمت مبارکت عرض کنم:
1- رعایت و مشخص کردن وزن در همه ی ابیات لازم است. به نظر می آید اینها دو بیت شعر هستند تا شعری در قالب دو بیتی. دوبیتی بر وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل است.
2- به رغم زیبایی زیادی که ابیات سروده شده دارند اما زبان شعر در برخی کلمات قدیمی است. خیره سری و نذیر و هلا و کنون و جان بدر بردن دمده شده اند و باید با زبان امروزی تر شعر را بیان کرد.
3- در شعر دوم مصرع چهارم کمی از نظر فهم معنای شعر، من دچار مشکل شدم. اگر منظورتان هشدار دادن است که به نظر عکس آن را باید میگفتی. شایدم ایراد از فهم من است.
از استعداد سرشارت شگفت زده شدم و تبریک میگویم.
 

نوشتن دیدگاه